علي محمد ميرجليلى
256
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
است . « 1 » فيض در اينجا با تمجيد كامل از عرفا ، شرح اين حديث را به كتاب « الكلمات المكنونه » از خود ارجاع مىدهد و مىفرمايد : معناى تقرّب به درگاه الهى و محبت خداوند نسبت به بندهء خود و اينكه چگونه خداوند گوش و زبان و چشم و دست بندهء خود ( انسان مؤمن ) مىشود ، داراى دقّت و پيچيدگى است كه براى تودهء مردم قابل هضم نيست . . . و انّما يرزق فهمه من كان من اهله ؛ تنها كسانى كه اهل عرفان هستند توفيق فهم اين مطالب بلند را دارند . « 2 » ب - در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام فلسفهء تحريم برخى از محرّمات بيان شده است ، از جملهء آنها تحريم رباست كه امام عليه السلام فلسفهء آن را فساد و ظلم و ترك كار خير ( وام دادن به ديگران ) ياد كرده است . مرحوم فيض مىفرمايد : حرمت ربا فلسفهء ديگرى دارد كه در كلام برخى از اهل معرفت ( عارفان ) آمده است : خورندهء ربا از كسانى كه گناهان كبيرهء ديگر انجام مىدهند ، بدتر و سيهروزتر است ، زيرا هر كاسبى نوعى توكّل بر خداوند در كسب خود دارد ، خواه كم يا زياد ، مانند تجار ، كشاورزان و كسانى كه شغلهاى ديگر دارند . اينها روزى خود را با فكر خود معين نكردهاند و مقدار درآمد آنها هم از قبل معيّن نيست . اينان به كارهايى مشغولاند كه نفع آن قطعى و ميزان آن مشخّص نيست ، ولى فرد ربا خوار راه و ميزان درآمد خود را از قبل مشخّص مىكند ، از اين رو خود را بىنياز از خدا مىداند و بر او توكّلى ندارد . خداوند نيز او را به خود و فهمش واگذار كرده و او را از محدودهء حفاظتى خود بيرون برده است . . . رباخوار ، رابطهاى
--> ( 1 ) . فيض سخن « بعض العارفين » را نيز از اربعين شيخ بهائى آورده است . ر . ك . به : الاربعون حديثا ، ص 415 . ( 2 ) . الوافى ، ج 5 ص 735 و 736 .